تبليغاتX
ღ●ਂº عاشقانه های صمیمی ºਂ●ღ

ღ●ਂº عاشقانه های صمیمی ºਂ●ღ

JuSt fOr mY lOve...♡


ما در این شهر غریبیم و در این ملک فقیر

به کمند تو گرفتار و به دام تو اسیر

در آفاق گشادست ولیکن بستست

از سر زلف تو در پای دل ما زنجیر

من نظر بازگرفتن نتوانم همه عمر

از من ای خسرو خوبان تو نظر بازمگیر

گر چه در خیل تو بسیار به از ما باشد

ما تو را در همه عالم نشناسیم نظیر

در دلم بود که جان بر تو فشانم روزی

باز در خاطرم آمد که متاعیست حقیر

این حدیث از سر دردیست که من می‌گویم

تا بر آتش ننهی بوی نیاید ز عبیر

گر بگویم که مرا حال پریشانی نیست

رنگ رخسار خبر می‌دهد از سر ضمیر

عشق پیرانه سر از من عجبت می‌آید

چه جوانی تو که از دست ببردی دل پیر

من از این هر دو کمانخانه ابروی تو چشم

برنگیرم و گرم چشم بدوزند به تیر

عجب از عقل کسانی که مرا پند دهند

برو ای خواجه که عاشق نبود پندپذیر

سعدیا پیکر مطبوع برای نظرست

گر نبینی چه بود فایده چشم بصیر

سعدی  علیه الرحمه


وصله : دوست جونا از این به بعد قرار خیلی دیر به دیر بیام ، برام دعا کنید و اینکه همتون و خیلی دوت دارم و خیلی دلم تنگ میشه 

پینه : برو بچ کریسمس و به دوستای مسیحی و تفلد حضرت مسیح (ع) و به خودمون تبریک می گم .



التماس دعای شدید دارم جهت امتحانا


از همه مهمتر :

          قلبها براي آرامش،
          دستها براي حك كردن عشق بر روي سينه،
         عقل در انتظار جنون،
         نفس ها به شماره افتاده،
         آري "محرم" مي آيد
!

+نوشته شده در جمعه 6 دی1387ساعت18:1توسط . • * ¤ ♡ZΞ!NOo♡ ¤ * •. | |