|
وقتی که دست من در دستهای توست در پرده های روشن رویای رنگ رنگ آهنگ میزنم بر شهپر خیال آرام می نشینم و با زخمه های عشق بر تارهای جان جوهریت چنگ میزنم وقتی کبوتر نگه من به اشتیاق در آسمان سبز نگاه تو می پرد با هرچه هست و نیست هماهنگ می شوم در راستای پرتوی نرم چراغ عشق در خوشی می فروزم و آگاه می شوم رنگ جمود تیرگی ژرف خواب را از خویش می زدایم و بی رنگ می شوم بیرون ز خویشتن چون ماه نخشب از دهن چاه می شوم وقتی که مهر از چشمه ی نگاه تو فواره می زند وقتی گل دهان تو نام از نشان دوست پرسیده ، خنده زنان باز می شود وقتی که بذر عشق بر شهپر نسیم پرواز می نماید و افشانده می شود وقتی که عطر یاس پراکنده می شود وقتی که قلب سرد از گرمی حضور عاطفه آکنده می شود موج شکوفه های ملتهب عشق و دوستی تا بیکران دشت خدا باز می شود در جان روشن من و تو غنچه ی بهار آرام می شکوفد و آغار می شود وقتی دست من ... در دستهای توست احمد فولادی
|
About![]()
هوالمعشوق...♡ Archivesهفته دوم خرداد 1388هفته چهارم اسفند 1387 هفته اوّل دی 1387 هفته اوّل آذر 1387 هفته اوّل آبان 1387 هفته چهارم شهریور 1387 هفته چهارم مرداد 1387 هفته چهارم تیر 1387 هفته چهارم خرداد 1387 هفته سوم خرداد 1387 هفته دوم خرداد 1387 هفته چهارم اردیبهشت 1387 هفته سوم اردیبهشت 1387 هفته دوم اردیبهشت 1387 هفته چهارم فروردین 1387 هفته سوم فروردین 1387 هفته دوم فروردین 1387 Links
mY YhaOo 360 page
|