تبليغاتX
ღ●ਂº عاشقانه های صمیمی ºਂ●ღ

ღ●ਂº عاشقانه های صمیمی ºਂ●ღ

JuSt fOr mY lOve...♡

گتهای از سرما کبود

 

ای همه گلهای از سرما کبود

خنده هاتان را که از لبها ربود ؟

مهر، هرگز این چنین غمگین نتافت

باغ ، هرگز این چنین تنها نبود !

 

تاجهای نازتان بر سر شکست

باد وحشی چنگ زد در سینه تان

صبح می خندد ، خود آرایی کنید !

اشکهای یخ زده آیینه تان .

 

رنگ عطر آویزتان بر باد رفت ،

عطر رنگ آمیرتان نابود شد ،

زندگی در لای رگهاتان فسرد ،

آتش رخساره هاتان دود شد !

 

روزگاری ، شام غمگین خزان ،

خوشتر از صبح بهارم می نمود .

این زمان حال شما حال من است ،

ای همه گلهای از سرما کبود !

 

روزگاری چشم پوشیدم ز خواب ،

تا بخوانم قصه ی مهتاب را

این زمان دور از ملالت های ماه ،

چشم می بندم که جویم ماه را !

 

روزگاری ، یک تبسم ، یک نگاه ،

خوشتر از گرمای صد آغوش بود .

این زمان بر هرکه دلبستم ، دریغ ،

آتش آغوش او خاموش بود .

 

روزگاری هستیم را می نواخت

آفتاب عشق شور انگیز من ،

این زمان خاموش و خالی مانده است ،

سینه ی از آرزو لبریز من .

 

تاج عشقم عاقبت بر سر شکست

خنده هام را اشک غم از لب ربود

زندگی در لای رگهایم فسرد ،

ای همه گلهای از سرما کبود !

 

فریدون مشیری

 

+نوشته شده در جمعه 30 فروردین1387ساعت0:30توسط . • * ¤ ♡ZΞ!NOo♡ ¤ * •. | |