تبليغاتX
ღ●ਂº عاشقانه های صمیمی ºਂ●ღ

ღ●ਂº عاشقانه های صمیمی ºਂ●ღ

JuSt fOr mY lOve...♡

Creater Of LOVE...!

گوش کن ای د ل، صدای آشنا  را  بشنو ی

بار دیگر ، عشق یاری ، حلقه بردر میزند

روزو شبها شکوه میکردی ز تنهایی ، ولی

با تو میگفتم که : عشق آ خر بما سر میزند

**

باز عشق تازه ای آمد که شبها تا سحر ـ

از نوای هایهای گریه بیخوابم کند

باز عشق آمد که در جانم فروزد آتشی

آتش او در  میان شعله ها آبم کند

**

وای ... این عشقی که میتازد به جانم عشق کیست

کیست کاین می به جام خالی من ریخته ؟

نرمخویی، گو لطافت از بهار آموخته ـ

ماهرویی، کز حلاوت با عسل آمیخته

**

سینه چون پر نیایش بستر گرم من است

بستر عشق من است این بوسه گاه مرمرین

از دم این بوسه ها در من گل عشقی شکفت

عشق ، در من زنده شد از بوسه ای عشق افرین

**

گوش کن ای دل صدای آشنا را بشنوی

بار دیگر عشق یاری حلقه بر در میزند

روز و شبها شکوه میکردی ز تنهایی ولی ـ

با تو میگفتم که عشق ، آخر بما سر میزند

 

مهدی سهیلی

+نوشته شده در چهارشنبه 21 فروردین1387ساعت22:51توسط . • * ¤ ♡ZΞ!NOo♡ ¤ * •. | |

              بهار عاشق...!

روان پرور بود خُرم بهاری

که گیری پای سروی دست یاری

و گر یاری نداری لاله رخسار

بود یکسان به چشمت لاله و خار

چمن بی همنشین ، زندان جان است

صفای بوستان از دوستان است

غمی در سایه ی جانان نداری

و گر جانان نداری ، جان نداری

بهار عاشقان رخسار یار است

که هرجا نو گلی باشد بهار است

رهی معیری  – اردیبهشت 1326

+نوشته شده در پنجشنبه 15 فروردین1387ساعت17:11توسط . • * ¤ ♡ZΞ!NOo♡ ¤ * •. | |